• دوشنبه 23 خرداد 1401 :: 03:00

آشنایی با چند کودک و نوجوان کارآفرین که با ایده های ساده و خلاقانه شان توانسته اند در بازارِ در انحصار بزرگ سال ها جایی برای خود باز کنند

چند کارآفرین نوجوان و ایده هایشان
کی گفته کارآفرینی فقط مخصوص بزرگ‌ترهاست؟ کی گفته بودن در بازار و کسب درآمد، سن و سال دارد؟ رفقای نوجوان ما که پیشتر در همین صفحه با آن‌ها گفت‌وگو کرده‌ایم، ثابت کرده‌اند که خلاقیت و فکر باز منحصر به گروه سنی خاصی نیست. در اطلاعات عمومی این‌هفته با تعدادی کودک و نوجوان کارآفرین، البته این‌بار خارجی، آشنا می‌شویم.

شمع با رایحه‌های محبوب مردان

«هارت مین» وقتی 13 ساله بود، به خواهرش کمک کرد تا برای یک پروژه جمع‌آوری کمک‌های مالی در مدرسه، شمع بفروشد و این اتفاق، جرقه ساختن شمع‌های معطر مردانه را به ذهن هارت زد. پیش از این، همه شمع‌هایی که او سراغ داشت، ظاهر دخترانه‌ای داشتند و هارت فکر کرد ساختن شمع‌ با رایحه‌هایی مثل علف تازه بریده‌شده، آتش، خاک‌اره و پیپ می‌تواند برای مردان جذاب‌تر باشد. این شمع‌های دست‌ساز حالا در شرکتی در لیسبون تولید و در چندین ایالت آمریکا فروخته می‌شوند.

فنجانی برای پدربزرگ

«لی‌لی بورن»، در هشت سالگی متوجه شد پدربزرگِ مبتلا به پارکینسونش همیشه موقع نوشیدن مایعات به دلیل لرزش دست آن‌ها را می‌ریزد روی زمین و مادربزرگش مدام مجبور است دوروبر را تمیز کند. لی‌لی فکر کرد باید فنجانی مخصوص پدربزرگش بسازد پس شروع به طراحی کرد تا به ایده فنجان‌ سه‌پا معروف به «فنجان کانگورویی» رسید. بورن بعد از ثبت امتیاز فنجان با پدرش به پایتخت سرامیک جهان، چین، سفر کرد. آن‌جا روی طراحی‌هایش بیشتر کار کرد و توانست تولیدکننده‌ای برای فنجان مخصوص مبتلایان به پارکینسون پیدا کند. بورن که حالا 16سال دارد، توانسته ده‌ها هزار فنجان کانگورویی بفروشد و الهام‌بخش بچه‌هایی مثل خودش باشد که به‌جای دیدن مشکلات، روی راه‌حل تمرکز می‌کنند.

پاپیون رنگی مخصوص بچه‌های خوش‌تیپ

«موزیا بریجز» وقتی 9 ساله بود، برای پیدان کردن یک پاپیون مناسب استایلش کلی در بازار گشت اما نتوانست چیزی مناسب سلیقه و سن‌‌وسال خودش پیدا کند. پس ابتدا رفت سراغ یادگرفتن خیاطی و بعد با تکه‌پارچه‌های به‌جامانده از خیاطی‌‌های مادربزرگش شروع به دوختن پاپیون‌های رنگارنگ کرد. بریجز بعدها برند خودش را راه انداخت و حسابی محبوب شد.

کیک تولد بدمزه و بقیه ماجراها

تولد مادر «وینوشا ام‌کی» نزدیک بود و او تصمیم گرفت به منظور غافل‌گیر کردن مادرش برای اولین‌بار کیکی بپزد. خب نتیجه چندان راضی‌کننده نبود و وینوشا آن‌قدر مأیوس شد که با خودش عهد کرد برای همیشه بی‌خیال کیک پختن شود اما این تصمیم خیلی دوام نیاورد. وینوشا بارها و بارها تلاش کرد تا بالاخره در 17 سالگی یک‌پا نانوا و کیک‌پز شد. او حالا تولیداتش را از طریق کسب‌وکار آنلاینش می‌فروشد و درنظر دارد در کشورش، هند، یک موسسه آشپزی برای افراد کم‌درآمد تأسیس کند.

نویسنده : الهه توانا | روزنامه نگار

منبع: investopedia.com



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

رفتن به بالا