• پنج‌شنبه 09 تیر 1401 :: 02:55

 بررسی آمار و ارقام به ثبت رسیده در دو سال‌گذشته حکایت از آن دارد که از زمان شروع رکود بورس در نیمه دوم سال‌۹۹ تاکنون پول قابل‌‌‌‌‌‌‌توجهی از این بازار خارج شده است.

سهامداران چه بازاری را جایگزین بورس می کنند؟

انتخاب سهامداران بورس چیست؟


اگر بگوییم بازار سهام در طول دو سال گذشته، سیاستگذاری بسیار نامناسبی را تجربه کرده است بیراه نیست و بسیاری از سهامداران بورس هنوز در تبعات آن دوران درگیر هستند.

آمارها نشان می‌دهد بیش از ۹۷‌درصد پول‌‌‌هایی که در ۵ ماه نخست سال ۹۹ راهی بورس تهران شده‌‌‌ بود، در ماههای اخیر راه خروج از تالار شیشه‌‌‌ای را برگزید‌‌‌ه‌‌‌ و شاید به امید جبران سرمایه‌‌‌های از دست رفته خود، راه دیگر بازارهای دارایی را در پیش گرفته‌‌‌اند.

بخش عمده این پول دارایی سرمایه‌‌‌‌‌‌‌گذاران خرد بوده که به گفته بسیاری از کارشناسان اقتصادی به سمت بازارهای موازی رهسپار شده؛ داده‌‌‌‌‌‌‌های به‌‌‌‌‌‌‌دست آمده از معاملات روزانه بورس تهران در از نیمه دوم سال 99 حکایت از آن دارد که میزان پول خارج‌شده از بورس طی این مدت توسط کدهای حقیقی به رقم ۱۱۳‌هزار میلیارد‌تومان بالغ می‌شود.

با توجه به اینکه در ‌‌‌‌‌‌‌ماه‌های ابتدایی ریزش بورس بخش مهمی از سهام عرضه‌شده در صفوف فروش قفل شده بود، انتظار می‌رود بخشی از سرمایه اختصاص‌یافته به حمایت از بازار در این دوره زمانی در عمل به روند صعودی قیمت ارز و سکه در ‌‌‌‌‌‌‌ماه‌های میانی سال‌۹۹ اختصاص یافته باشد.

در این وانفسا اما سیاستگذار فرصت‌‌‌های پیش‌‌‌روی خود برای احیای بازار سهام را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد. بیراه نیست اگر بگوییم در چند سال گذشته سیاستگذاری اقتصادی برای بورس بسیار نامناسب بوده است. سیاست‌هایی که در دوره‌‌‌ای بازار سهام را درگیر رونقی تورمی کرد و در دوره‌‌‌ای دیگر در مواجهه نادرست با این حباب بزرگ شده خود را نشان داد تا زیان سنگینی به سهامداران و البته اقتصاد تحمیل شود. اما جایی باید به این داستان پایان داد.

طلایی‌‌‌ترین زمان‌‌‌ها برای حذف محدودیت دامنه نوسان و افزایش کارآیی بازار سهام از دست رفته است اما هنوز امکان احیا وجود دارد. احیایی که نیازمند یک جراحی سخت اما ضروری است و در هر دوره‌‌‌ای می‌تواند عواقبی به همراه داشته باشد که البته به نظر می‌رسد باید تحمل شود تا به یک بازار کارآ و منطبق با استانداردهای جهانی نزدیک شویم. از این رو سیاستگذار اقتصادی لازم است با علم به عواقب این جراحی ضروری، تا دیرتر نشده اصلاحات لازم را انجام دهد.

به کجا چنین شتابان؟

سرمایه‌ها از بورس فرار می‌کنند. بررسی آمار و ارقام به ثبت رسیده در بازار سرمایه طی ماه‌‌‌ها و سال‎‌‌‌های اخیر نشان می‌دهد که تاکنون بخش زیادی از فعالان بازار سهام که در سال ۹۹ به این بازار آمده‌‌‌اند از چرخه معاملات بورس و فرابورس کنار کشیده و با خروج پول خود از معاملات مستقیم بازار سهام به سمت بازار دیگری رفته‌‌‌اند.

در‌‌‌‌‌‌‌ ماه‌های پایانی سال‌۹۹ و سراسر سال‌۱۴۰۰ شاهد بودیم بخش مهمی از مبلغ موردبحث به سمت بازارهایی نظیر رمزارزها رفته که در اوج دخالت‌های دستوری سایه انداخته بر بازار سهام از هیچ مداخله‌‌‌‌‌‌‌ای آسیب ندیده‌‌‌‌‌‌‌اند. این گمان از آن روی مطرح می‌شود که روزهای تلخ بورس در طول مدت مورد اشاره در عمل بهترین دوره‌‌‌‌‌‌‌ای بوده که در بازار رمزارزها مشاهده شده است. این بازار تقریبا نوظهور که نسبت به سایر بازارهای دارایی عمر بسیار کوتاه‌تری دارد بخش مهمی از افزایش ارزش دارایی‌های جای‌گرفته در خود را طی سال‌های اخیر به‌خصوص سال‌میلادی گذشته تجربه کرده است.

هم این اعداد و هم نتیجه تازه‌ترین نظرسنجی انجام شده در مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) ادعای آغازین این گزارش را تایید می‌کنند. بازار سهام در حال حاضر دوست نداشتنی‌ترین بازار در میان سرمایه‌گذاران است.

در این نظرسنجی یک سوال از مردم پرسیده شده است: «اگر مبلغی پول داشته باشید ترجیح می‌‌‌دهید در کجا سرمایه‌گذاری کنید؟» سوالی ساده با جوابی سخت که اگر قرار باشد هر فرد از دید کارشناسی به آن نگاه کند احتمالا باید ساعت‌های بسیاری را برای بررسی این سوال و رسیدن به جوابی معقول وقت صرف کند. به هر حال بیش‌‌‌از ۳۶درصد شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی گفته‌‌‌اند که به سرمایه‌گذاری در زمین و مسکن روی می‌‌‌آوردند و تنها ۲/ ۱ درصد از افراد بورس را به عنوان مقصد سرمایه‌گذاری انتخاب کرده‌‌‌اند. به این ترتیب بورس کمترین رای را در اختیار گرفت. اما دلیل این نگاه سرمایه‌گذاران چیست؟ چرا بورس تهران برخلاف بسیاری از بازارهای سهام بین‌المللی در دفع سرمایه‌گذاران به این اندازه موفق‌‌‌ عمل کرده است؟


فاطمه اسماعیلی : آمار بانک مرکزی از بازار مسکن در آخرین‌ماه بهار ۱۴۰۱ به روز شد. آماری که نشان از افزایش خریدهای سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌ای در بازار ملک دارد و دلیل اصلی جهش قیمت مسکن و ثبت رکوردهای جدید در این بازار نیز همین موضوع است. در این میان به جرات می‌توان گفت بخش زیادی از سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های واردشده به بازار مسکن، نتیجه مهاجرت‌‌‌‌‌‌‌‌ سهامداران بورسی به این بازار است؛ جایی‌که بیش از ۲۲‌ماه است بورسی‌‌‌‌‌‌‌‌ها روز خوش ندیده‌‌‌‌‌‌‌‌اند و هراسان از سوخت سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های خود در بازاری که می‌‌‌‌‌‌‌‌توانست نقشی مولد در اقتصاد کشور ایفا کند، به‌دنبال پناهگاهی امن هستند تا حداقل از سیر تورمی جانمانند.

پابرجاماندن محدودیت‌‌‌‌‌‌‌‌های معاملاتی در تالار شیشه‌‌‌‌‌‌‌‌ای، کاهش جذابیت سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری در این بازار به سبب بی‌‌‌‌‌‌‌‌اعتمادی به سیاستگذار و تداوم سیاست‌های دستوری در اغلب بخش‌های اثرگذار بر معاملات بورسی از مهم‌ترین دلایل خروج سرمایه از این بازار به‌شمار می‌رود و در این میان فرصت‌‌‌‌‌‌‌‌سوزی‌‌‌‌‌‌‌‌های مالیاتی در بازار مسکن سبب‌شده تا جایگزینی مناسب‌‌‌‌‌‌‌‌تر از بازار ملک برای کوچ سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌ها مشاهده نشود. «دنیای‌اقتصاد» پیش‌‌‌‌‌‌‌‌تر هشدار داده بود که این غفلت مالیاتی و سرگرم‌شدن سیاستگذار مالی به «مالیات فرعی» به‌جای «مالیات اصلی» در بازار مسکن، ضمن آنکه سرعت‌‌‌‌‌‌‌‌گیر رونق بورس است، می‌تواند این بازار را به پناهگاهی امن برای مکیدن سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های بورسی تبدیل کند و منابع را از بازاری مولد به سمت سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری غیرمولد یعنی ملاکی منتقل کند.

جهش بهاری بازار مکنده سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های بورسی
روز گذشته بانک مرکزی گزارش خود از تحولات بازار معاملات مسکن شهر تهران را به‌روز کرد. گزارشی که نشان می‌داد تعداد آپارتمان‌‌‌‌‌‌‌‌های مسکونی معامله‌شده در پایتخت طی خردادماه به حدود ۹/ ۱۳هزار واحد مسکونی رسیده که نسبت به اردیبهشت و‌ ماه مشابه سال‌قبل به ترتیب از جهش ۳/ ۳۲ و ۹/ ۱۷۱درصدی حکایت می‌کند. همچنین بر اساس این گزارش متوسط قیمت خرید و فروش یک متر‌مربع زیربنای واحد مسکونی معامله‌شده از طریق بنگاه‌های معاملات ملکی شهر تهران ۴/ ۳۹میلیون‌تومان بوده که حاکی از افزایش ۴/ ۸درصدی نسبت به اردیبهشت‌‌‌‌‌‌‌‌ماه است. گزارش قبلی بانک مرکزی از تحولات اردیبهشت‌‌‌‌‌‌‌‌ماه بازار مسکن تهران نیز خبر از رشد ماهانه بیش از ۶‌درصدی قیمت واحدهای مسکونی در پایتخت می‌داد. اینطور که به‌نظر می‌آید بازار مسکن شهر تهران در دو‌ماه گذشته، تحت‌‌‌‌‌‌‌‌تاثیر رشد انتظارات تورمی، با افزایش قیمت و افزایش تقاضای سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای مواجه شده است. در چنین شرایطی است که اوضاع و احوال نامساعد بازار سهام نیز باعث‌شده تا سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های خروجی از این بازار، پناهگاهی امن‌‌‌‌‌‌‌‌تر از بازار ملک و ملاکی نیابند. آنچه به جذابیت معاملات ملکی افزوده، فرش قرمزی است که سیاستگذار برای سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران در این بازار گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌ است. بازاری غیرمولد که به علت «خلأ اهرم ضدسفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازی» به مکنده سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های بورسی تبدیل شده است. این فرش قرمز با معافیت ملاکان از «مالیات اصلی» ملکی و سرگرم‌شدن سیاستگذار به «مالیات فرعی» پهن شده است.

مهاجرت بورسی‌‌‌‌‌‌‌‌ها به کدام مقصد؟
آنگونه که آمارها نشان می‌دهد از ابتدای سال ‌تا پایان دادوستدهای روز گذشته، بیش از ۱۱‌هزار میلیارد‌تومان سرمایه خرد از گردونه معاملات سهام خارج شده است. پیش‌‌‌‌‌‌‌‌تر صندوق‌های با درآمد ثابت میزبان پول‌های خروجی از تالار شیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای بودند اما اعداد و ارقام ثبت‌شده از ورود و خروج سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌های حقیقی به صندوق‌های معامله‌‌‌‌‌‌‌‌پذیر نیز حاکی از آن است که در روزهای سپری شده از سال‌جاری، این نهادهای مالی نیز با خروج ۴۶۰۰ میلیارد‌تومان منابع مواجه شده‌‌‌‌‌‌‌‌اند. اینکه دقیقا بتوانیم مسیر بعدی پول‌های خروجی از تالار شیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای را تشخیص بدهیم، کاری غیرممکن به‌نظر می‌رسد اما آنچه از شواهد پیداست، علاقه و اشتیاق ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری ملکی در حال افزایش است. فارغ از مواردی همچون «سیاست‌های دستوری» و «دخالت» در روند معاملات سهام و موانع کاهنده جذابیت این بازار همچون «دامنه‌نوسان» و «حجم مبنا» به‌عنوان عوامل فراری‌‌‌‌‌‌‌‌دهنده سرمایه از بورس، اما آنچه به جذابیت معاملات ملکی افزوده است، مسیر هموار و فرش قرمزی است که سیاستگذار برای سرمایه‌گذاری در بازار مسکن گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ است.

غفلت سیاستگذار بورسی
همان‌طور که اشاره شد اقتصاد دستوری و دخالت‌های بی‌‌‌‌‌‌‌‌مورد در روند معاملات سهام، محدودیت‌‌‌‌‌‌‌‌های معاملاتی همانند دامنه‌نوسان و حجم مبنا و در کنار آنها جعبه ابزار ناقص بورس، تنها بخشی از عوامل فراری‌‌‌‌‌‌‌‌دهنده سرمایه از بورس هستند. آن‌هم در زمانی که شاهد اصلاح فرسایشی و رکود عمیق در این بازار هستیم و مشخص هم نیست چه زمانی این روند خسته‌‌‌‌‌‌‌‌کننده پایان می‌‌‌‌‌‌‌‌یابد. امید برای خداحافظی اقتصاد ایران با سیاستگذاری‌‌‌‌‌‌‌‌های دستوری شاید چندان پررنگ نباشد اما حذف دامنه‌نوسان و نزدیک‌شدن بورس تهران به استانداردهای جهانی، به‌نظر خواسته زیادی نیست. موضوع مهمی که حتی سیاستگذاران اقتصادی و بورسی نیز به ناکارآیی و لزوم حذف آن، بارها و بارها تاکید کرده‌‌‌‌‌‌‌‌اند و بالاخره پس از سال‌ها اواخر فروردین‌‌‌‌‌‌‌‌ماه سال‌جاری بود که متولیان بازار تصمیم گرفتند یک‌درصد به دامنه‌نوسان سهامی که در بازارهای اول بورس و فرابورس دادوستد می‌شوند، بیفزایند و البته اعلام شد تصمیم بر آن است تا پایان سال‌جاری، سهام قادر به نوسان در محدوده مثبت و منفی ۱۰‌درصد باشند اما باید دید آیا این رویه ادامه‌‌‌‌‌‌‌‌دار خواهد بود یا خیر؟ جسارت سیاستگذار مهم‌ترین شرط نزدیک شدن بازار سهام ایران به استانداردهای بین‌‌‌‌‌‌‌‌المللی است. سیاستگذاری که لازم است در مواجهه با «پدیده بده‌‌‌‌‌‌‌‌بستان Trade-off، انتخابی بهینه انجام دهد و برای این سوال مهم که «تبعات بازکردن دامنه‌نوسان بیشتر است یا ادامه‌‌‌‌‌‌‌‌دار شدن وضعیت فعلی بورس» بهترین راه را برگزیند. طبیعتا هریک از این دو، تبعاتی را به‌دنبال خواهد داشت اما باید دید بهینه‌‌‌‌‌‌‌‌ترین شرایط کدام است. آنچه مشخص است «دامنه‌نوسان» متهم اصلی شکل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری ابرنوسان قیمت سهام است که در دوره‌‌‌‌‌‌‌‌های صعود به بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شدن حباب قیمتی می‌انجامد و در دوره‌‌‌‌‌‌‌‌های نزولی نیز با رکودی فرسایشی گریبان سهامداران را می‌گیرد. محدودیتی که در سال‌های گذشته به فرار سرمایه از بازاری تبدیل شده که در صورت کارآبودن قوانین و ساختارها، می‌تواند نقشی مهم در تولید و بهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وری اقتصاد کشور داشته باشد.

کاملا واضح است که محدودیت دامنه‌نوسان که البته با تفکر دلسوزانه ممانعت از زیان سهامداران خرد تا به این لحظه حفظ شده است، در عمل آسیبی بزرگ‌تر به بازار و سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذار آن زده و نه‌‌‌‌‌‌‌‌تنها نتوانسته سدی در برابر زیان سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران باشد، بلکه ضمن به‌تاخیر انداختن یک کشف قیمت واقعی و برهم زدن تعادل عرضه و تقاضا، با اثر کهربایی و افزایش صف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نشینی، نهادینه‌شدن حرکت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های توده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وار و استفاده تقریبا صفر سهامداران از تحلیل برای معامله در این بازار پرریسک منجر شده است، ضمن آنکه نتوانست مانع افزایش زیان سهامداران شود، یعنی همان اصلی که سبب‌شده دامنه‌نوسان تا امروز در بازار سهام حفظ شود.

نقش سیاستگذار ملکی در کوچ بورسی‌‌‌‌‌‌‌‌ها
طی سال‌های گذشته تنها مالیات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فرعی، همچون وضع «مالیات بر خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خالی» و «مالیات بر خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های لوکس» بوده که مورد‌توجه سیاستگذاران قرار گرفته است، اما میزان عایدی از این دو مالیات چگونه بوده است؟ آنگونه‌‌‌‌‌‌‌‌ که یافته‌‌‌‌‌‌‌‌های «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد تنها در‌ ماه میانی بهار بیش از ۵۰۰ واحد مسکونی با ارزش بیش از ۱۰‌میلیارد‌تومان (به‌عنوان مسکن لوکس) در تهران معامله‌شده است و بر این مبنا باید حداقل یک‌میلیارد‌تومان درآمد مالیاتی از این محل شناسایی می‌شد اما میزان مالیات وصولی از این خانه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌ طی دو‌ماه نخست امسال در کل کشور، مجموعا ۲۷‌میلیون و ۴۰۰‌هزار ‌تومان اعلام‌شده است. رقمی ناچیز که از شکست طرح مالیاتی دولت در این بازار حکایت می‌کند. درخصوص مالیات‌‌‌‌‌‌‌‌ بر خانه‌‌‌‌‌‌‌‌های خالی نیز عدد و رقمی اعلام نشده اما به‌نظر می‌رسد دولت از این محل نیز وصولی چندانی نداشته باشد. این شکست می‌تواند بازار مسکن و ملاکی در این بازار را به پناهگاهی امن و کم‌‌‌‌‌‌‌‌هزینه برای سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران تبدیل کند که حالا ۲۲‌ماه است هر روز و هر هفته در انتظار بازگشت قیمت سهام به مسیر صعودی و جبران زیان‌‌‌‌‌‌‌‌های هنگفت هستند. چندی پیش بود که «دنیای‌اقتصاد» در گزارشی تحت‌عنوان «نجات‌‌‌‌‌‌‌‌یافتگان ابررکود بورسی» به بررسی بازدهی صنایع بورسی از ابتدای رکود ۹۹ تا ۵ تیرماه پرداخته بود و بر مبنای محاسبات انجام‌شده مشخص شد تنها ۵ صنعت توانسته‌‌‌‌‌‌‌‌اند زیان‌‌‌‌‌‌‌‌های ابررکود بورس تهران را به سود تبدیل کنند و سهامداران باقی صنایع همچنان گرفتار زیان‌‌‌‌‌‌‌‌های چند ۱۰‌درصدی هستند، از این‌رو طبیعی است با نگاه به انتظارات تورمی به‌دنبال مقصدی جدید باشند تا هم بتوانند بخشی از زیان‌‌‌‌‌‌‌‌های انباشته‌شده در دو سال‌اخیر را پوشش دهند و هم بیش از این از لطمات تورمی گزیده نشوند. این در حالی است که در الگوی جهانی، تنظیم‌بازار مسکن با مالیات اثبات شده است.

مقابله با سفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازی و سوداگری ملکی بدون استفاده از اهرم مالیات اصلی غیرممکن است، حتی اگر مالیات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فرعی فعال شود؛ این در حالی است که طی سال‌های اخیر تنها مالیات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فرعی، همچون وضع «مالیات بر خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خالی» و «مالیات بر خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های لوکس» بوده که موردتوجه سیاستگذاران قرار گرفته، اما لازم است سیاستگذار از ابزار «مالیات سالانه» به این منظور بهره جوید.

 


از وضعیت بازار بورس بیشتر بخوانید

گزارش بورس توصیه بورسی تحلیل بورسی
پیش بینی بورس نگاه کارشناسی به بورس برترین های بورس
شرکت‌های بورسی بازار جهانی بورس تحلیل تکنیکال

سهامداران بورس

سهامداران چه بازاری را جایگزین بورس می کنند؟



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

رفتن به بالا