• سه‌شنبه 11 آبان 1400 :: 11:33

معمولا این‌طور تصور می‌شود که مغز مدام به وقایع جهان اطراف واکنش نشان می‌دهد. شما یک جوجه اردک زیبا را می‌بینید و لبخند می‌زنید. اظهارنظر یک دوست در مورد شما باعث می‌شود سرخ شوید و با تماس سوزن واکسن به بازویتان احساس درد می‌کنید، اما واقعیت این است که نورون‌های مغز شما منتظر نمی‌مانند تا حوادث دنیای بیرون آن‌ها را تحریک به نشان دادن واکنش کنند.

مغز

در حوزه عصب‌شناسی نیز افسانه‌های فراوانی در مورد مغز و عملکرد آن وجود داشته که هرچند شواهد و داده‌ها بسیاری از آن‌ها را آرام‌آرام از بین برده‌اند، اما برخی از آن‌ها تا به امروز به حیات خود و البته عمدتا در رسانه‌ها و برخی از کتاب‌ها و جراید ادامه داده‌اند.

چیزی که باعث ادامه حیات این افسانه‌ها شده است نه شواهد علمی بلکه تکرار آن‌ها و باورپذیری‌شان بوده است. در ادامه چند باور نادرست درباره مغز و عملکرد آن که شواهد علمی تاییدشان نمی‌کند را بررسی کرده‌ایم.

مغز به رویداد‌های جهان بیرون واکنش نشان می‌دهد!

مغز

معمولا این‌طور تصور می‌شود که مغز مدام به وقایع جهان اطراف واکنش نشان می‌دهد. شما یک جوجه اردک زیبا را می‌بینید و لبخند می‌زنید. اظهارنظر یک دوست در مورد شما باعث می‌شود سرخ شوید و با تماس سوزن واکسن به بازویتان احساس درد می‌کنید، اما واقعیت این است که نورون‌های مغز شما منتظر نمی‌مانند تا حوادث دنیای بیرون آن‌ها را تحریک به نشان دادن واکنش کنند.

اتفاقی که می‌افتد این است که مغز مدام حدس می‌زند در لحظه بعد چه اتفاقی ممکن است بیفتد و حدس‌های خود را با داده‌های حسی دریافتی از دنیای خارج و درون بدن شما مقایسه می‌کند. این حدس‌ها بذر‌هایی هستند که اعمال، واکنش‌ها و تجربیات شما را به بار می‌آورند. در حقیقت، مغز پیش از دریافت داده‌های حسی از چشم‌ها، گوش‌ها، بینی و… شروع به تجسم اقدامات و تجربیات شما می‌کند.

به عبارت دیگر، مغز نسبت به جهان عکس‌العملی نشان نمی‌دهد بلکه پیوسته مانند یک فالگیر درحال پیش‌بینی است و این‌که جهان شما چگونه خواهد بود، چگونه رفتار خواهید کرد و چه کسی خواهید بود را تصور می‌کند. اطلاعاتی که از حواس ما به مغز می‌روند ممکن است این پیش‌بینی‌ها را تایید یا با آن‌ها انطباق پیدا کند، روندی که از آن به‌عنوان «یادگیری» نام می‌برند. شما نمی‌توانید این روند پیش‌بینی‌کننده را احساس کنید، زیرا این کار به‌قدری سریع و بدون هیچ زحمتی انجام می‌شود که احساس می‌کنید به دنیای بیرون واکنش نشان می‌دهید.

فقط از ۱۰ درصد مغز خود استفاده می‌کنیم!

برنامه نویس کامپیوتر

معمولا درباره افراد مشهوری مانند آلبرت اینشتین و مارگارت مید می‌گویند فقط از حدود ۱۰درصد از مغز خود استفاده می‌کرده‌اند. این افسانه احتمالا یکی از شناخته‌شده‌ترین باور‌های نادرست مربوط به مغز است که تا حدی در رسانه‌ها نیز منتشر شده است. اما اگر چنین چیزی واقعیت داشت، جراحان می‌توانستند بخش بزرگی از مغزمان را تقریبا بدون هیچ‌گونه عواقبی بردارند و ما هم به زندگی ادامه دهیم! برخی دانشمندان فکر می‌کنند ریشه این افسانه در این واقعیت نهفته است که ما پیوسته از صددرصد مغز خود به‌طور همزمان استفاده نمی‌کنیم.

بری گوردون، متخصص مغز و اعصاب در دانشکده پزشکی جان‌هاپکینز بالتیمور دراین‌باره به ساینتیفیک امریکن می‌گوید: «در مطالعات مشخص شده است تقریبا از همه قسمت‌های مغزمان استفاده می‌کنیم و تقریبا بیشتر قسمت‌های مغز فعال هستند».

علاوه‌بر تقریبا ۱۰۰ میلیارد سلول عصبی، مغز مملو از انواع دیگری از سلول‌هاست که به‌طور مداوم در حال استفاده هستند. آسیب به نواحی کوچکی از مغز بسته به محل آن می‌تواند برای ما فلج‌کننده باشد، بنابراین به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم فقط با استفاده از ۱۰ درصد مغزمان زندگی کنیم.

اسکن‌های مغزی نشان داده است، صرف‌نظر از کاری که انجام می‌دهیم مغز ما همیشه فعال است. برخی از مناطق، گاهی بیشتر از مناطق دیگر فعال هستند، اما جز درصورتی‌که آسیب مغزی دیده باشیم، هیچ قسمتی از مغز نیست که فعال نباشد. برای مثال فرض کنید پشت میز نشسته‌اید و ساندویچ می‌خورید.

در این حالت که روی بردن ساندویچ به‌سمت دهان، جویدن و بلعیدن آن تمرکز کرده‌اید، از پایتان به‌طور فعال استفاده نمی‌کنید، اما این بدان معنا نیست که پای شما کار نمی‌کند – فعالیت‌هایی مانند جریان خون، حتی زمانی که پاهایتان را حرکت نمی‌دهید در آن‌ها وجود دارد؛ بنابراین هیچ پتانسیل اضافی و پنهانی وجود ندارد که بتوانید از نظر فضای واقعی مغز از آن استفاده کنید.

با عبور از ۲۰ سالگی، مغز در سرازیری قرار می‌گیرد!

زنان شاغل برنامه نویس

مطمئنا برخی از مهارت‌ها، مانند توانایی تفکر سریع و به‌خاطر‌آوردن اطلاعات (که به‌عنوان هوش سیال نیز شناخته می‌شود)، از الگویی آشنا پیروی می‌کنند: تا رسیدن به سن تقریبا ۱۸ سالگی اوج می‌گیرند و در بقیه عمر رو به کاهش می‌گذارند. اما نتایج تحقیقات اخیر نشان می‌دهد ما – علاوه‌بر عاقل‌ترشدن با افزایش سن – ممکن است باهوش‌تر نیز شویم، حداقل از جهاتی. برای مثال، توانایی ما برای کار کردن با ریاضیات پایه و استفاده از دامنه لغات گسترده‌تر، به احتمال زیاد تا ۵۰ سالگی تقویت می‌شود و مهارت ما در خواندن احساسات دیگران و به یاد آوردن رویداد‌های اخیر تا ۳۰ سالگی کاهش نمی‌یابد.

منبع : https://etebarenovin.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *